بیانی معنی انگلیسی explanatory واژههای انگلیسی با این معنی enunciative بياني، بيان کننده، اعلامي rhetorical معاني بياني، بديعي، وابسته به فصاحت وبلاغت expressive aphasia زبان پريشي بياني paraphemia زبان پريشي بياني rhetorical question پرسش معاني بياني declaratory اظهار کننده، بياني، توضيحي expositive تشريحي، تفسيري، بياني explanatory توضيحي، توضيح دهنده، بياني declarative اظهاري، اخباري، اظهارکننده