بیرون آمدن معنی انگلیسی out issue واژههای انگلیسی با این معنی variable-camber flap فلپي که نيمرخ آن هنگام بيرون آمدن تغيير، ميکند dog paddle شناي به پشت با حرکت پا و بدون بيرون آمدن، بازو از آب ovulate پيدايش تخم در تخمدان يا بيرون آمدن تخم از آن، کار تخمدان ovulation پيدايش تخم در تخمدان يا بيرون آمدن تخم از آن، کار تخمدان belch آروغ زدن، مانند آروغ بيرون آمدن، بشدت بيرون انداختن node برآمدگي، ورم، گره turn out اعتصاب، اجتماع، دو راهي