بیزار کردن معنی انگلیسی disgust nauseate repel revolt sate sicken واژههای انگلیسی با این معنی sicken ناخوش شدن، حال تهوع پيدا کردن، بيزار شدن shrink چوروک شدن، جمع شدن، منقبض شدن detest نفرت کردن، تنفر داشتن از، بيزار بودن از detestably نفرت کردن، تنفر داشتن از، بيزار بودن از loathe نفرت کردن، بيزار بودن از، بد دانستن loth نفرت کردن، بيزار بودن از، بد دانستن