بیشینه معنی انگلیسی extreme extremity high-water mark majority maximal maximum utmost outside peak top واژههای انگلیسی با این معنی maximum price بيشينه بها، حداکثر بها maximum water level بيشينه تراز، تراز بيشينه طرح شده مخزن، تراز طبيعي مخزن maximum energy انرژي بيشينه، انرژي حداکثر maximum flood طغيان بيشينه، سيل بيشينه crest value جريان بيشينه maximum value جريان بيشينه peak value جريان بيشينه maximum demand تقاضاي بيشينه maximum flood discharge بده بيشينه طغيان، بده حداکثر طغيان oblimax rotation چرخش مايل بيشينه peak power بار خارجي بيشينه terminal sensitivity حد بيشينه حساسيت maximal aerobic power بيشينه اکسيژن مصرفي، حداکثر اکسيژن مصرفي، حداکثر توان توازي maximum undistorted output بيشينه صداي غير مغشوش maximum liklihood درست نمايي بيشينه (در آمار) submaximal زير حداکثر، زير بيشينه maximum moment حداکثر لنگر، لنگر بيشينه maximum natality حداکثر زاد و ولد، بيشينه زاد و ولد maximal oxygen consumption حداکثر اکسيژن مصرفي، بيشينه اکسيژن مصرفي، حداکثر توان هوازي maximal oxygen uptake حداکثر اکسيژن مصرفي، بيشينه اکسيژن مصرفي، حداکثر توان هوازي weakest maintained ضعيف ترين مخلوط سوخت که تحت شرايط معين، ميتواند توان را بيشينه نگهدارد maxvO2 maximal oxygen consuption، حداکثر اکسيژن مصرفي، بيشينه اکسيژن مصرفي col پيشوند بمعاني با و باهم، گدار، گردونه