بیع معنی انگلیسی sale واژههای انگلیسی با این معنی revocable sale بيع شرط، بيع غير قطعي chattel mortgage بيع شرط، رهن conditional sale بيع شرط irrevocable sale بيع قطعي، بيع منجز invalid sale بيع فاسد put and call بيع خياري put in more عمل يا بيع خياري که در آن خيار فسخ در، صورت تنزل ارزش پول پيش بيني شده باشد contract of sale قرارداد فروش، عقد بيع particulars of sale اوصاف مبيع، شروط و مواعد عقد بيع achate مهره بازي، تيله، عقيق