بیمار بستری معنی انگلیسی bedridden shut-in واژههای انگلیسی با این معنی clinical بستري، باليني، وابسته به بستربيمار bedrid بستري، بيمار، عليل bedridden بستري، بيمار، عليل bedfast بستري، بيمار، عليل.