تاب داشتن معنی انگلیسی shimmy take واژههای انگلیسی با این معنی shimmy تاب داشتن، نوسان کردن، تاب shimmey (چرخ وسيله نقليه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبيل). outstand پيش آمدن، برجستگي داشتن، بيشتر ايستادن يا تاب آوردن از