outstand
معنی فارسی
پيش آمدن ، برجستگي داشتن ،
بيشتر ايستادن يا تاب آوردن از
معنی کامل و مثالها
/out´stand´/vi., vt.
● برجسته بودن، بیرون زدن
● (قدیمی) دوام آوردن
پيش آمدن ، برجستگي داشتن ،
بيشتر ايستادن يا تاب آوردن از
/out´stand´/vi., vt.
● برجسته بودن، بیرون زدن
● (قدیمی) دوام آوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن