تاجر معنی انگلیسی businessman merchant trader واژههای انگلیسی با این معنی trafficker تاجر، سوداگر، کاسب businessman تاجر، بازرگان disgharge of bankrupt اعاده اعتبار تاجر ورشکسته statement of affairs وصول مطالبات و ديون و اموال تاجر، ورشکسته keeping house در خانه ماندن تاجر ورشکسته و عدم حضورش، در محل کسب خود که قرينه ورشکستگي او، محسوب مي شود merchant بازرگان، تاجر، سوداگر trader بازرگان، تاجر، سوداگر glassman شيشه فروشي، تاجر شيشه، شيشه ساز. pothunter شکارچي ايلخي، تاجر عتيقه .، ورزشکار پولکي reputed owner مالک اعتباري، در CL تاجر ورشکسته مالک اعتباري کليه، اموالي که در تصرف دارد تلقي مي شود ولو hierarchy of claims اعلام تصفيه ورشکستگي، دستور پرداخت مطالبات غرماء تاجر ورشکسته