تازه نفس معنی انگلیسی new blood واژههای انگلیسی با این معنی refection نفس تازه سازي، خوراک يا اشاميدني مختصر relay اسب هاي تازه نفس که بجاي اسب هاي خسته، بگذارند، عوض remuda اسبهاي يدکي، اسبهاي تازه نفس remount دوباره سوارشدن، دوباره بالارفتن، برگشتن bait طعمه، دانه، اذيت کردن respire دم زدن، نفس کشيدن، تنفس کردن