تاول کردن معنی انگلیسی blister واژههای انگلیسی با این معنی vesicate تاول دار، (تاول دار) کردن scald با (اب گرم) سوزاندن، تاول دارکردن، گرم کردن (شير) blister طاول، ابله، دواي تاول اور