تبادل کردن معنی انگلیسی exchange واژههای انگلیسی با این معنی interchange با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن. interchangeable باهم عوض کردني، قابل معاوضه، قابل مبادله exchange معاوضه، مبادله، تبادل