تبعیت معنی انگلیسی adherence dependence keeping واژههای انگلیسی با این معنی subjacency تبعيت. amenability احساس مسئوليت، تبعيت، جوابگويي. adherence هواخواهي، طرفداري، تبعيت vassalage بندگي، رعيتي، تبعيت heteronomy پيروي ازقانون ديگري، انقياد، تبعيت allegiance تابعيت، وفاداري، تبعيت citizenry شهروندان، ساکنين، مردم kinked demand curve منحني تقاضاي شکسته، منحني تقاضائي که داراي گوشه است . اين، منحني تقاضا مربوط به بازار انحصار چند