دیکشنری فارسی

vassalage

UKvæsəlidʒ

معنی فارسی

بندگي رعيتي تبعيت وابستگي بيعت تيول

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

(فئودالیته) رعیتی، وظایف و حقوق رعایا

بندگی، نوکری، خدمتکاری

دست نشاندگی، وابستگی

زمین اربابی

رعایا، جیره‌خواران، بندگان

مترادف‌ها

noun
Subjection, dependence, servitude, slavery.

واژه‌های دیگر با معنی «بندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن