دیکشنری فارسی

vassalage

UKvæsəlidʒ

معنی فارسی

بندگي رعيتي تبعيت وابستگي بيعت تيول

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● (فئودالیته) رعیتی، وظایف و حقوق رعایا

● بندگی، نوکری، خدمتکاری

● دست نشاندگی، وابستگی

● زمین اربابی

● رعایا، جیره‌خواران، بندگان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of a serf

مترادف‌ها

noun
Subjection, dependence, servitude, slavery.

واژه‌های دیگر با معنی «بندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن