دیکشنری فارسی

helotry

US'helətrı

معنی فارسی

بندگي (گروه) بندگان

معنی کامل و مثال‌ها

/hel´ǝ trē/n.

طبقه‌ی سرف‌ها، بردگان

بردگی، سرف‌داری

مترادف‌ها

noun
Slaves, bond slaves, bondsmen, (taken collectively).

واژه‌های دیگر با معنی «بندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن