دیکشنری فارسی

serfdom

UKsəːfdəm

معنی فارسی

بندگي رعيتي غلامي مملوکي

مترادف‌ها

noun
Enslavement, slavery, servitude, bondage, thraldom, enthralment, subjection, serfage.

واژه‌های دیگر با معنی «بندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن