تحت تاثیر
معنی انگلیسی
affected ic _ touched impressionable
واژههای انگلیسی با این معنی
- bacterization تحت تاثير باکتري، الودگي بميکرب.
- weather worn تحت تاثير هوا در آمده
- bacterize تحت تاثير باکتري قراردادن، با ميکرب الوده شدن.
- photothropism جنبش در تحت تاثير روشنايي
- curarize تحت تاثير کوراري قرار دادن، کوراري زدن به
- azotize تحت تاثير نيتروژن قرار دادن، نيتروژنه کردن، تبديل به ترکيب آزو کردن
- impressionability آمادگي براي تحت تاثير قرار گرفتن، تاثير پذيري
- geopressured تحت تاثير فشار طبقات پوسته ي زمين، زمين فشرده
- centrifugalize تحت تاثير نيروي مرکز گريز قرار دادن، در دستگاه مرکز گريز قرار دادن
- touched متاثر، تحت تاثير، خرسند
- edaphic خاکي، تحت تاثير خاک .
- advection جابجايي و حرکت طبقات اتمسفري بصورت افقي، و تحت تاثير گرما
- cholinergic داراي ويژگيهاي استيل کولين، تحت تاثير استيل کولين
- vulcanization ولکانيدن، تحت تاثير حرارت اتشفشاني، حرارت زياد
- aerate هوا دادن، در تحت تاثير هوا درآوردن، گازدار کردن
- bromize با برميد يا برم آميختن، تحت تاثير برميد يا برم قرار دادن
- lifemanship متشخص وبرجسته شدن يا تظاهر به تشخص، کردن بوسيله تحت تاثير گذاردن ديگران، ايجادتشخص.
- biaxial deformation خمشي که در يک قطعه مستقيم الخط ايجاد، ميشود موقعي که تحت تاثير زوج نيرويي که، صفحه آن با هيچيک از سطوح اصلي اينرسي
- impressionable تاثير پذير، زير نفوذ واقع شونده، تحت تاثير قرار گيرنده
- emotionalize احساساتي کردن، دچار احساسات کردن، تحت تاثير احساسات قرار گرفتن.
- druggy معتاد، مروسيده، نشئه
- bombed مست، لول، نشئه
- tidewater اب جزر ومد که بخشکي ميرسد، خط ساحلي، کشند اب
- react واکنش داشتن، برگشتن، منعکس شدن