تحت تاثیر قرار دادن (عامیانه) معنی انگلیسی snow واژههای انگلیسی با این معنی curarize تحت تاثير کوراري قرار دادن، کوراري زدن به azotize تحت تاثير نيتروژن قرار دادن، نيتروژنه کردن، تبديل به ترکيب آزو کردن centrifugalize تحت تاثير نيروي مرکز گريز قرار دادن، در دستگاه مرکز گريز قرار دادن bromize با برميد يا برم آميختن، تحت تاثير برميد يا برم قرار دادن tincture تعفين، تنتور، طعم جزئي