تحسین معنی انگلیسی admiration acclaim acclamation compliment fuss praise admiration واژههای انگلیسی با این معنی acclamation تحسين، آفرين، احسنت applause تحسين، کف زدن، هلهله admir تحسين، ستايش، والا مقام نمودن acclaim تحسين کردن، کف زدن، آفرين گفتن acclamatory تحسين آميز، مبني برهلهله و تحسين applausive تحسين آميز approbative تحسين آميز approvable شايان تحسين، ستودني، قابل تصويب applauder تحسين کننده، کف زننده . applaudable قابل تحسين. universal applause تحسين (از طرف)عموم acclamatory shaus فريادهاي تحسين اميز laudative مربوط به تحسين وتمجيد. overpraise بيش از حد تشويق و تحسين کردن. whew صداي سوت حاکي از حيرت يا تحسين. admiration پسند، تحسين، شگفت admirable پسنديده، قابل تحسين، ستودني acclamable شايان افرين، قابل تحسين approbatory تحسيني، تحسين آميز eclat شهرت نمايان، افتخار، تحسين admire پسنديدن، پسند کردن، تحسين کردن taken اسم مفعول: take، مورد قبول، مورد تحسين accaimer افرين کننده، هلهله کننده، تحسين کننده admiringly با شگفت، متعجبانه، از روي تحسين (يا پسند)