تخم میوه معنی انگلیسی core واژههای انگلیسی با این معنی polytocous داراي ميوه يا تخم بسيار، پرتخم. stickseed انواع گياهاني که تخم يا ميوه ي تيغدار يا، ريشکدار دارند parfait پس خوراک خامه و تخم مرغ و شيره و غيره که، بهم ميآميزند و يخ ميزنند و در گيلاس، باريک و پايه کوتاهي سرو ميکنند ackee درخت آکه، ميوه ي درخت آکه، خوراکي که از غلاف تخم آکه و ماهي درست coccus گوييزه، هريک از برچه هاي ميوه ي رسيده که حاوي يک، تخم است carpology ميوه شناسي، تخم شناسي