تربیت کردن معنی انگلیسی coach form educate nurture refine train واژههای انگلیسی با این معنی educate تربيت کردن، دانش اموختن، تعليم دادن reeducate دوباره تربيت و هدايت کردن، دوباره اموزش دادن، باز اموختن. zootechnics روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. zootechny روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. halterbreak کره اسب را براي پرش از روي کمند تربيت کردن. abet برانگيختن، جرات دادن، تربيت كردن tutor لله، معلم سرخانه، قيم breed پروردن، پروراندن، بارآوردن zootechnician کارشناس تربيت حيوانات، کارشناس اهلي کردن جانوران.