ترشیده معنی انگلیسی rancid rank sour واژههای انگلیسی با این معنی rancid ترشيده، بوگرفته، بادخورده spinsterish مثل دختر ترشيده . overripe بسيار رسيده، ترشيده . reechy فاسد، بدبو، ترشيده . foxier روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxiest روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxily روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxy روبه صفت، روباه باز، حيله باز frowsy بدبو، شلخته، چرک