ترغیب معنی انگلیسی come-on encouragement nudge واژههای انگلیسی با این معنی suasion اغوا، ترغيب، وادار سازي persuasion اغوا، ترغيب، وادارسازي worked up تهييج شده، ترغيب شده، از کار در امده . suasive وادار کننده، ترغيب اميز، تحريک اميز. persuasibility امادگي براي متقاعد شدن، ترغيب پذيري exhort نصيحت کردن (به)، وادارکردن، ترغيب کردن impersuasible رام نشو، سخت، غير قابل ترغيب imperuadable رام نشو، سخت، غير قابل ترغيب exhortation نصيحت، اندرز، وادارسازي (با اندرز) persuadable متقاعد شدني، متقاعد کردني، اغوا کردني persuasible متقاعد شدني، متقاعد کردني، اغوا کردني persuade وادار کرذن، بران داشتن، اغوا کردن pliable خم شدني، خم شو، تاشو