تشریح کردن معنی انگلیسی dissect limn واژههای انگلیسی با این معنی anatomize تشريح کردن، کالبد شناسي کردن، قطعه قطعه کردن parse تشريح کردن، تجزيه کردن، تشريح يا تجزيه کردن vivisect زنده تشريح کردن dissect پاره پاره کردن، تشريح کردن، موشکافي کردن در gnosticize عرفان، بافي کردن، عرفان گفتن analyze تجزيه کردن، تحليل کردن، (مج.) موشکافي کردن custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح