تشریفات معنی انگلیسی ceremonial ceremony formalities observance rites واژههای انگلیسی با این معنی cermonies تشريفات، آيينها gallery deck پل تشريفات formalist تشريفات دوست، رعايت کننده آيين و آداب، ظاهر پرست chief of protocol رئيس تشريفات master of ceremonies رئيس تشريفات sans ceremonie بدون تشريفات paperwork تشريفات اداري، کاغذ بازي. porotocol department اداره تشريفات emcee سرپرست تشريفات، سرميزبان، نمايشگردان ritualistic behavior تشريفات وسواسي solemnize با آيين و تشريفات، نگاه داشتن، سنگين نگاه داشتن beadledom تشريفات ورسميت زياد ritualist ويژه گر تشريفات مذهبي، وابسته به تشريفات. admirals' march سلام تيمساري (تشريفات) ceremonious پاي بند تشريفات وتعارف riteless عاري از تشريفات يامراسم red carpet تشريفات و احترامات رسمي. bureaucrasy رعايت تشريفات اداري بحدافراط، حکومت اداري، تاسيسات اداري red-tapery رعايت تشريفات رسمي واداري بحد افراط، قرطاس بازي red-tapism رعايت تشريفات رسمي واداري بحد افراط، قرطاس بازي adjutant's call احضار يکانها به منظور انجام تشريفات red tape رعايت تشريفات ورسميت اداري بحد افراط bureaucratic مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري bureaucratically مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري