تشریفاتی معنی انگلیسی ceremonial formal ritual state واژههای انگلیسی با این معنی accommodation ladder پله تشريفاتي luxury goods کالاهاي تشريفاتي، کالاهاي تجملي fetial هر يک از بيست روحاني که در مراسم تشريفاتي، و همچنين امور مشورتي نقش داشتند .، وابسته به اين گروه ceremonial رسمي، تشريفاتي، اداب ritualization انجام شعائر ديني، تشريفاتي کردن. pocket judgment سند قطعي لازم الاجرا، سند ديني که بلافاصله پس از سررسيد، بدون هيچ تشريفاتي قابل وصول و اجرا است figurehead رئيس پوشالي، رئيس بي نفوذ، دست نشانده .