تصلب معنی انگلیسی sclerosis واژههای انگلیسی با این معنی scloroderma تصلب جلد، سفت شدگي پوست sclerometer تصلب سنج، سختي سنج. phlebosclerosis تصلب وريدها، سختي سياهرگ arteriosclerosis تصلب شرايين atherosclerosis تصلب شريان. decompression مرض تصلب شرائين، بيهوش شدن در اثر کم شدن فشار اتمسفر cerebral arteriosclerosis تصلب شرايين مغزي cerebral sclerosis تصلب شرايين مغزي catalepsy (طب) تصلب وسخت شدن عضلات، بيهوشياي که دران ماهيچه چون چوب شود، جمود عضلات cholesterol ماده بفرمول C27H45HO (موجد تصلب شرائين) scleroderma مرض پينه خوردگي پوست، تصلب پوست. N.M.S.S. = National Multiple Sclerosis Society، جامعه ملي بيماري تصلب متعدد. induration سخت شدگي، سختي، پينه خوردگي