تعرفه
معنی انگلیسی
tariff vote
واژههای انگلیسی با این معنی
- tariff تعرفه، صورت نرخ بندي، نرخ عوارض
- tariff classification تعرفه بندي
- tariff schedule جدول تعرفه
- customs tariff تعرفه گمرکي، حقوق گمرکي
- custom tariff تعرفه گمرکي
- general tariff تعرفه عمومي
- protective tariffs تعرفه حمايتي، تعرفه گمرکي که هدف از وضع آن محصولات، داخلي و جلوگيري از ورود فرآورده هاي
- railroad tariff تعرفه راه آهن، عوارض راه آهن، نرخ راه آهن
- prohibitive tariff تعرفه ممانعتي، حقوق گمرکي منع کننده
- discriminating tariff تعرفه هاي تبعيضي، شيوه اي که در آن حقوق، گمرکي کالاهاي وارداتي متفاوت با يکديگرست
- flexible tariff تعرفه انعطاف پذير
- tariff regulations مقررات تعرفه بندي
- brussels nomenclature تعرفه گمرکي بروکسل، رده بندي تعرفه، بروکسل
- tariff kisting فهرست بندي تعرفه ها
- raiway tariff تعرفه (نرخهاي) راه اهن
- railway rates تعرفه يا کرايه هاي راه اهن
- annual average score ميانگين نمره ساليانه تعرفه خدمتي
- working paper ورقه استخدام کارگر، تعرفه کار.
- fitness report گزارش ارزيابي از نحوه خدمتي، تعرفه خدمتي
- flat rate نرخ يکنواخت، نرخ يکسان، تعرفه يکسان
- E-F-T-A European Free Trade Association، اتحاديه تجارت آزاد اروپا، اتحاديه متشکل از کشورهاي انگلستان