تعمد معنی انگلیسی premeditation willfulness واژههای انگلیسی با این معنی manslayern ادم کش (بي تعمد) sabotage خراب کاري، تعمد، در خراب کردن کاريا افزار از طرف کارگران wilfulness خودرايي، خودسري، تعمد overt آشکار، معلوم، واضح inadvertence or tency سهو، بي ملاحظگي، بي توجهي unawares ناگهان، بي خبر، غفلت inadvertence سهو، بي ملا حظگي، ندانستگي intention قصد، اهنگ، مفصود