تعمیرگاه معنی انگلیسی service station yard واژههای انگلیسی با این معنی dockyard تعميرگاه کشتي، کارخانه کشتي سازي mobile repair shop تعميرگاه سيار railway shop تعميرگاه راه آهن base shop تعميرگاه نگهداري آمادگاهي، تعميرگاه پايگاهي، تعميرگاه پادگاني maintenance shop کارگاه تعمير و نگهداري، تعميرگاه pool equipment وسايل پارک موتوري، وسايل تعميرگاه field shop کارگاه صحرايي، تعميرگاه صحرايي shop supply آماد تعميرگاهي، وسايل لازم براي تعميرگاه، تدارک کردن تعميرگاه yardman کارگر کارگاه، کارگر محوطه، کارگر تعميرگاه راه آهن shop دکان، مغازه، کارخانه