تفصیل معنی انگلیسی detail exposition واژههای انگلیسی با این معنی circumstantially به تفصيل، جزء بجزء shop drawing نقشه يا تفصيل مشخصات فني که بکارخانه اي، فرستاده ميشود detail جزء، تفصيل، فقره diffuseness درازگويي، تفصيل diffusiveness درازگويي، تفصيل lengthiness درازي، تفصيل circumstance چگونگي، شرح، تفصيل particularization ذکر ويژه، ذکر جزئيات، ذکر خصوصيات تفصيل amplification بسط، افزايش، توسعه