تلخ کردن معنی انگلیسی acerbate واژههای انگلیسی با این معنی imbitter تلخ کردن، ناگوار کردن، بدتر کردن embitter تلخ کردن، ناگوارکردن، افزودن بر emposion زهرالودکردن، تلخ کردن. exasperate خشمگين کردن، اوقات تلخ کردن، بدترکردن enrage خشمگين کردن، اوقات تلخ کردن، گرم کردن acerbate تند و تيز کردن، ترش کردن، تلخ و گس کردن