تلف
معنی انگلیسی
lost
واژههای انگلیسی با این معنی
- line loss تلف خط، ميرايي خط
- low-los تلف کم
- waste تلف کردن، برباد دادن، تفريط کردن
- misspend تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن
- misspent تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن
- energizing loss تلف انرژي، گمگشت کارمايه
- energy loss تلف انرژي، گمگشت انرژي
- internal loss تلف داخلي
- spartter loss تلف تزريق
- time killer وقت تلف کن، وقت کش.
- magnetic residual loss تلف رماننس
- idle time وقت تلف شده
- injury time وقت تلف شده
- friction horse power توان تلف شده
- magnetic loss تلف مغناطيسي
- time-waisting تلف کردن وقت
- insulation loss تلف عايق بندي
- waste heat گرماي تلف شده
- prodigalize (پول) تلف کردن، اسراف کردن (در)
- melting loss افت يا تلف ذوب
- impedance loss تلف اتصال کوتاه، گمگشتگي اتصال کوتاه
- light transition loss تلف عبوري بار جزئي، تلف عبور نور
- magnetic loss angle زاويه تلف مغناطيسي
- run up بسرعت خرج و تلف کردن، شليک کردن، رسيدن.