تلفظ کردن
معنی انگلیسی
pronounce
واژههای انگلیسی با این معنی
- pronounce تلفظ کردن، ادا کردن، اظهار کردن
- articulate شمرده تلفظ کردن، مفصل دار کردن، شمرده سخن گفتن
- articulator شمرده تلفظ کردن، مفصل دار کردن، شمرده سخن گفتن
- emphasize باقوت تلفظ کردن، تاکيدکردن (در)، اهميت دادن
- assibilate چون س تلفظ کردن
- accentuate با تکيه تلفظ کردن، تکيه دادن، تاکيد کردن
- nasalize تو دماغي تلفظ کردن، تبديل به بحرف تو دماغي کردن، تو دماغي سخن گفتن
- labialize با لب تلفظ کردن گرد کردن
- enouce اداکردن، تلفظ کردن، اظهارکردن
- vocalize با صدا ادا کردن، تلفظ کردن، تشکيل دادن (صدا) مانند صدا به کار بردن
- enounce اداکردن، تلفظ کردن، اظهارکردن
- mispronounce درست تلفظ نکردن، غلط تلفظ کردن، بد ادا کردن
- diphthongize دو واکه کردن، به صورت واکه ي مرکب تلفظ کردن
- lisp حرف سين، رامانند، تلفظ کردن
- tolay street on اهميت دادن، تاکيد کردن، با تکيه تلفظ کردن
- sibilate هيس کردن، سوت زدن، مانند س تلفظ کردن
- enunciate اعلام کردن، صريحاگفتن، صراحه اظهارکردن
- accent (.n): تکيه ء صدا، علامت تکيه ء صدا(بدين شکل')، لهجه
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- CD-I با تلفظ ((سيديآي)) سرنام عبارت "compact، " disc-interactive و استاندارد سخت افزاري و نرم افزاري، نوعي تکنولوژي ديسک نوري است که ميتواند صوت