تمثیل معنی انگلیسی allegory analogy parable واژههای انگلیسی با این معنی exemplification تمثيل، نمونه گويي، مثال اوردن law of analogy قانون تمثيل allegorization تمثيل نويسي. apologue حکايت اخلاقي، تمثيل parable مثل، تمثيل emblematist نشان ساز، تمثيل ساز، مثل نويس similize تشبيه گفتن، تمثيل اوردن، تشبيه کردن parabolically ازراه مثل، بطريق تمثيل allegories مثل، حکايت بطريق تمثيل، قصه رمزي allegory مثل، حکايت بطريق تمثيل، قصه رمزي allegorize به مثل دراوردن، مثل گفتن يازدن، تمثيل نوشتن figuratively مجازا، بطورمجاز، بطريق تمثيل allegorist مثل نويس، رمزگو، حکايت نويس similitude شباهت، صورت، بيرون exemplum حکايت، قصيده، روايت