تمدید کردن معنی انگلیسی extend prolong واژههای انگلیسی با این معنی prolong دراز (تر) کردن، امتداد دادن، کش دادن sit out خودداري بازيگر از تمديد قرارداد، رو کردن و فرار کردن از خاک (در کشتي) extend درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن extendibility درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن upsurged درازکردن، تمديد دادن، بسط دادن protracs طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن protract طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن