تملق گفتن معنی انگلیسی court fawn flatter toady واژههای انگلیسی با این معنی bootlick چکمه کسي را ليسيدن، تملق گفتن از، چاپلوس cajole ريشخند کردن، گول زدن، تملق گفتن sweet talk ريشخند کردن، چاپلوسي کردن، تملق گفتن. adulate چاپلوسانه ستودن، مداحي کردن، مدح گفتن butter کره، روغن، روغن زرده