تناوب
معنی انگلیسی
alternation interchange rotation
واژههای انگلیسی با این معنی
- alternation تناوب، نوبت، يک درمياني
- alternator تناوب گر
- period of roll دوره تناوب، زمان تناوب چرخش
- pulse period تناوب پالس
- metagenesis تناوب توليد، تناوب نسل ها.
- double-alternation تناوب مضاعف
- aperiodic circuit مدار بي تناوب
- cycle time زمان تناوب عمل، زمان رفت و برگشت
- first long period تناوب بزرگ اول
- second long period تناوب بزرگ دوم
- lift frequency تناوب حمل و نقل، تعداد دفعات حمل بار
- single phase generator تناوب گر تک فاز
- three-phase generator تناوب گر سه فاز
- sidereal period دوره تناوب نجومي، پريود نجومي
- earthquake period دوره تناوب زلزله
- polyphase alternator تناوب گر چندفازي
- polyphase generator تناوب گر چندفازي
- two-phase generator تناوب گر دو فازي
- third long period تناوب بزرگ مرتبه سوم
- half-life period تناوب يا دوره نيم عمر، مدت زمان لازم براي فعاليت يک ماده، راديواکتيو است که به نصف مقدار اوليه
- lap turn زمان تناوب مين روبيها، فاصله زماني بين مين روبيها
- impluse period زمان تناوب ضربه جريان
- wave period زمان تناوب امواج دريا
- high-frequency alternator تناوب گر با بسامد زياد