تنکه
معنی انگلیسی
pants underpants
واژههای انگلیسی با این معنی
- underpants تنکه، زير پوش، زير شلواري.
- panty تنکه يوش، تنکه .، رجوع شود به panty girdle
- flaker تنکه کار، الت تنکه کردن، سنگ چخماق
- sheet iron اهن تنکه، اهن ورقه، اهن تخته
- pantie تنکه پوش، تنکه .
- iron sheet آهن تنکه
- laminate تنکه کردن، ورقه کردن، چکش زدن
- laminator تنکه کردن، ورقه کردن، چکش زدن
- lamination تنکه سازي، ورقه سازي، روي هم چيدگي
- flatting تنکه سازي، پهن سازي، رنگ مات زدن
- latten تنکه برنج، تنکه فلز زردترکيبي مانند برنج
- leaf brass تنکه برنج، برنج ورقه، فوفه
- panel work تنکه سازي، تخته کوبي
- scanties تنکه زنانه، شورت زنانه .
- tagger تنکه اهن ياحلبي، تنکه، دنبال کننده (دربازي گرگم بهوا)
- panelling چوب تنکه سازي تنکه هاي در
- flake تکه، تنکه، ورقه
- slab تخته سنگ، تنکه، لوحه
- hipsters شلوار بالا کوتاه، تنکه ي بالا کوتاه
- breeches نيم شلواري، شلوار سواري، تنکه
- britches شلوار کوتاه، شلوار، تنکه .
- lamellate ورقه ورقه، لايه مانند، ورقه مانند
- plating روکش سيم وزر، اب نقره، روکش کاري
- unmentionables ذکر نکردنيها، نگفتنيها، زير شلواري