lamellate
معنی فارسی
ورقه ورقه لايه مانند ورقه مانند تنکه دار
معنی کامل و مثالها
/lam´ǝ lāt´, lǝ mel´āt´/adj.
● تیغکدار، تیغکسان، تیغک مانند (lamellated هم میگویند)
مترادفها
adjective
(also lamellated)
See lamellar.
ورقه ورقه لايه مانند ورقه مانند تنکه دار
/lam´ǝ lāt´, lǝ mel´āt´/adj.
● تیغکدار، تیغکسان، تیغک مانند (lamellated هم میگویند)
adjective
(also lamellated)
See lamellar.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن