lamin معنی فارسی ورقه لايه نازک پهنک برگ شاخه پرده اي. واژههای دیگر با معنی «ورقه» carte ورقه، صورت غذا، کارت ويزيت lamellate ورقه ورقه، لايه مانند، ورقه مانند laminose ورقه ورقه gold-foil ورقه زر، زرورق کلفت ballot ورقه راي، مهره راي، قرعه tin foil ورقه قلع، پوشش يا لفاف قلع sheet lead ورقه سرب، صفحه سرب lettre de cachet ورقه جلب. sheetlike ورقه مانند. throwaway ورقه ي اعلان، دور انداختني، يکبار مصرف