تولید شدن معنی انگلیسی breed واژههای انگلیسی با این معنی adrenochrome آدرنو کروم که از اکسيده شدن آدرنالين توليد، ميشود fetch up توليد کردن، عمل اوردن، ختم کردن thermokarst عوارض برجسته اي که از ذوب شدن يخها و، توليد سوراخها و غارها در زمين حاصل ميشود ulcerate زخم شدن، توليد قرحه کردن، زخم (دار) کردن luteinize توليد جسم زرد تخمدان را تشديد کردن، جزو جسم زرد تخمدان شدن sporulation هاگزايي، هاگ اور شدن، توليد هاگ.