دیکشنری فارسی

fetch up

معنی فارسی

توليد کردن عمل اوردن ختم کردن نائل شدن بحال ايست درامدن متوقف شدن به نتيجه رسيدن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. finally be or do something “He ended up marrying his high school sweetheart” “he wound up being unemployed and living at home again” “Somebody ----s VERB-ing”

واژه‌های دیگر با معنی «توليد کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن