توپ بیس بال
معنی انگلیسی
baseball
واژههای انگلیسی با این معنی
- ball boy توپ جمع کن (بيس بال)
- bat girl توپ جمع کن (بيس بال)
- can of corn توپ هوايي بلند (بيس بال)
- bobble ناشيانه گرفتن توپ (بيس بال)، براي لحظه اي توازن را از دست دادن (اسکي، روي آب)
- batting practice تمرين ضربه زدن به توپ (بيس بال)
- break one's wrist پيچاندن مچ براي زدن توپ (بيس بال)
- blooper پرتاب آهسته توپ به توپزن (بيس بال)
- comebacker ضربه توپ زميني بطرف توپزن (بيس بال)
- bloop ضربه به توپ به قسمت داخلي محوطه بيس بال
- designated hitter بازيگر تعيين شده بعنوان توپزن بجاي، توپ انداز (بيس بال)
- block the plate موضع گرفتن در خط پايگاه براي بيرون کردن، و سوزاندن دونده با تماس توپ (بيس بال)
- appel پاکوب، 2 بار پا کوبيدن شمشيرباز به نشانه، متوقف کردن مبارزه
- bunt ناخوشي قارچي گندم، قسمت ميان بادبان، شاخ زدن
- circus catch گرفتن توپ با حرکات ژيمناستيکي، گرقتن توپ ضربه خورده با روشي عجيب، (بيس بال)
- bascket catch گرفتن توپ با کف دست به طرف بالا در سطح، کمر (بيس بال)
- crossfire پرتاب توپ که با زاويه بسمت پايگاه، مي آيد (بيس بال)
- brush back پرتاب توپ از بالا براي عقب راندن توپزن، (بيس بال)