توپخانه
معنی انگلیسی
artillery ordnance
واژههای انگلیسی با این معنی
- artillery توپخانه، توپ
- artillery brigade تيپ توپخانه
- light artillery توپخانه سبک
- army artillery توپخانه ارتش، توپخانه نيروي زميني
- corps artillery توپخانه سپاه، توپخانه همراه سپاه
- artillery piece قبضه توپخانه، جنگ افزار توپخانه
- artillery corps قسمت توپخانه، رسته توپخانه
- artillery branch رسته توپخانه
- artillery group گروه توپخانه
- gunner's party گروه توپخانه
- hostile artillery توپخانه دشمن
- towed artillery توپخانه کششي
- artillery mount قنداق توپخانه، سکوي توپخانه، سکوي نصب
- division artillery توپخانه لشگري، توپخانه لشگر
- cannonry توپ و توپخانه، توپ اندازي
- artillery ammunition مهمات توپخانه
- artillery battalion گردان توپخانه
- coastal artillery توپخانه ساحلي
- heavy artillery توپخانه سنگين
- medium artillery توپخانه متوسط
- aiming post شاخص (توپخانه)، شاخصهاي نشانه روي
- battering train توپخانه محاصره
- field atrillery توپخانه صحرايي
- field-artillery توپخانه صحرائي