تکیه صدا معنی انگلیسی accent واژههای انگلیسی با این معنی accented تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه accenting تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه accents تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه accentually مطابق تکيه صدا، بدانسان که تکيه صدارانشان دهد accent (.n): تکيه ء صدا، علامت تکيه ء صدا(بدين شکل')، لهجه accentual مربوط به تکيه صدا، تکيه دار، لهجه اي accentuation تاکيد، صدا، بکار بردن آيين تکيه صدا stress فشار، کوشش، تقلا atonic بي تکيه، بي صدا، بي قوت