تیپ معنی انگلیسی type واژههای انگلیسی با این معنی soil type تيپ خاک، نوع خاک brigade staff ستاد تيپ separate brigade تيپ مستقل brigade headquarters قرارگاه تيپ، ستاد تيپ artillery brigade تيپ توپخانه brigade commander فرمانده تيپ support brigade تيپ پشتيباني logography به کار بردن لوگو تيپ phalanx دسته، تيپ، گروه بهم چسبيده dishy گيرا، خوش تيپ، تيکه countertype نوع مخالف، تيپ مخالف، پادمون rifleman تفنگ دار، نفر تيپ تفنگدار luxuriant فراوان، وافر، انبوه