جابجا سازی معنی انگلیسی transposition واژههای انگلیسی با این معنی relocation جابجا سازي، جابجايي. substitutive وابسته به تعويض يا جابجا سازي.، قادر به جانشيني، عوض و بدلپذير transplantation فراکاشتن، پيوند، جابجا سازي