جانبداری معنی انگلیسی backing favoritism partiality واژههای انگلیسی با این معنی bourbonism جانبداري از سلاطين بوربن و امثال آنها، واپسگرايي، ارتجاع bonapartism جانبداري از ناپلئون بناپارت و سلسله ي او، روشهاي سياسي و نظامي ناپلئون و مقلدان او، بناپارت گرايي advocatory وابسته به وکالت، وابسته به جانبداري، هوادارانه fellow traveler هم سفر، کسي که عضو حزبي نيست ودر فعاليت هاي، ان شرکت نميکند ولي از ان جانبداري مينمايد.