جدا سازی معنی انگلیسی parting واژههای انگلیسی با این معنی isolation جدا سازي، تنهايي، جدايي interception جدا سازي، قطخ برش، جلو گيري severance جدا سازي، تفکيک، جدايي separating جدا سازي، جدا ساز. individuation تک سازي، جدا سازي، تک شدگي separatism جدا گرايي، جدا سازي، تفکيک individualization ذکر احتصاصي، تصريح، تشخيص